|
اظهارات تازه اسفندیار رحیممشایی نشان میدهد که وی قصد ندارد بیان سخنان نامتعارف یا دست کم حساسیتزای خود را متوقف کند و به عکس با صراحت بیشتر دیدگاههای خود را مطرح میکند تا از جناح سنتی فاصله بگیرد و همان گونه که از برخی پیامکهای مندرج در همین نشریه نیز پیداست اتفاقاً بعضاً با استقبال نیز مواجه میشود.
رییس دفتر رییس جمهور معمولاً سخنران ثابت افتتاحیهها و اختتامیههای جشنوارههای علمی و فرهنگی است و در این جمعها، دیدگاههای نادر خود را مطرح میکند. تازهترین گفته وی که توسط خبرگزاری رسمی دولت نیز انعکاس یافته سخنرانی در مراسم پایانی جشنواره «زیست فناوری» است که طی آن اظهار داشت: «انسان در 50 سال آینده بشر مصنوعی خواهد ساخت به گونهای که بشر مصنوعی را نتوان از انسان واقعی تشخیص داد.» بر پایه این اظهارات که سایت احمد توکلی واژه «پیشگویی» را برای آن به کار برده است «این بشر مصنوعی ساخت انسان میتواند تمامی کارهای بشر واقعی از جمله تناسل و توالد و عشق ورزیدن و شاعری را انجام دهد.» آقای رحیم مشایی با اطمینان گفته است:«این امر قطعاً در آینده رخ خواهد داد و بشر ساختگی گوشت و پوستی مثل بشر واقعی خواهد داشت و امکان تفکیک و تمیز آن دو وجود ندارد.» البته از منظر علمی گفته میشود که به موجب آخرین ارزیابیها در مورد روباتها پیشبینی میشود که در سال 2060 میلادی به سطحی برسند که بتوانند اجزای خود را جدا و دوباره «اسمبل» کنند. با این همه روشن نیست که آیا منظور رحیممشایی همین است که باز در حد فرضیه مطرح است یا این که فراتر از علم قصد دارد آن را به موضوعات عقیدتی پیوند زند. این تحلیل هم وجود دارد که اسفندیار رحیممشایی در اظهارنظرهای خود سعی میکند نکته تازهای را به میان آورد و به جای واکنش به آنچه در جامعه و محافل سیاسی گفته میشود موجی به راه اندازد و واکنشها را بررسی کند. بر این پایه به جایآن که درصدد پاسخگویی به منتقدان برآیند خود موجی بر پا میکنند. این گونه است که از زبان رییس دولت یا مشاور ارشد او یک روز درباره جدی بودن تهدید زلزله میشنویم و روز دیگر در مخالفت با تنظیم خانواده و حال نوبت به بشر مصنوعی رسیده است. منتها این نکته را میتوان مطرح کرد که به فرض که این اتفاق بیفتد مگر جز این است که فناوری غرب این کار را انجام میدهد؟ بیان آن از زبان یک سیاستمدار در شرق و در دنیای اسلام با کدام هدف صورت میپذیرد؟ این که ما هم به سوی این فناوری حرکت کنیم در حالی که در سادهتر از آن ماندهایم؟ یا غرض این است که دیدگاههای سنتی به چالش گرفته شود. در این حالت اخیر چهرههای سنتی حامی دولت چه موضعی باید اتخاذ کنند؟ |