|
تقدیر این است که اسفندیار رحیممشایی یار نزدیک محمود احمدینژاد از چهرههای ثابت این تقویم هفتگی باشد. او حتی اگر سخنرانی و مصاحبه نکند نیز سوژه است چه رسد به این که گفتوگویی انجام دهد. آقای رحیممشایی را آقای احمدینژاد برای معاونت اولی خود در دولت دهم برگزیده بود ولی پس از یک کشاکش بسیار و با فشار رهبری ناچار شد او را از سیاست کنار گذارد و در حالی که گمان میرفت از تیم احمدینژاد جدا میشود اما رییس دولت نامه رهبری را این گونه تعبیر و تفسیر کرد که از او تنها برای معاونت اولی، معاونت یا وزارت استفاده نشود و موقع را مناسب دید که ریاست دفتر خود را به وی بسپارد.
اکنون از اسفندیار رحیم مشایی به عنوان رییس دفتر رییس جمهور اصولگرا یاد میشود و چنانچه محمد علیآبادی وزیر نیرو شود و ریاست سازمان تربیت بدنی هم به علی سعیدلو سپرده شود و سمت معاونت اجرایی خالی بماند بعید نیست رییس دولت، معاونت اجرایی را برچیند و وظایف آن را به دفتر رییس جمهور منتقل کند تا عملاً اختیارات و امکانات رحیم مشایی در اندازه معاون اجرایی باشد که دست گشادهای در هزینهکردهای دولت خصوصاً در سفرهای استانی دارد. وقتی محمود احمدینژاد این قدر به اسفندیارخان علاقه دارد و بارها و بارها از او تجلیل و حتی شیفتگی خود را به وی ابراز داشته تا جایی که رابطه این دو فراتر از مناسبات سیاسی و اداری و دولتی تعریف و توصیف و به رابطه «مولانا و شمس» تشبیه میشود عجیب نیست که آن سو نیز گاهی جبران کند و زبان به مدح و بیان خصایص و خصایل رییس و پدر داماد بگشاید. با این حال تنها اظهارات او نبود که خبرساز شد. زیرا در آغاز هفته دیوان محاسبات حکم به انفصال سه ماهه اسفندیار رحیممشایی از خدمات دولتی داد اما او اعتراض کرده و مدعی شده محکومیت او مربوط به پروندهای است که در دوران سلف او در سازمان گردشگری و میراث فرهنگی باز شده و اگر کسی باید پاسخگو باشد حسین مرعشی است که در واپسین سال دولت خاتمی معاون رییس جمهوری و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود. این ادعا را آقای مرعشی رد کرده و گفته بعید است که دیوان محاسبات چنین دقتی را به کار نبندد و رییس بعدی را به جای رییس قبلی محکوم کند. هرچند معلوم نیست که سرنوشت این اعتراض به کجا انجامیده و آیا واقعاً رییس دفتر به مدت سه ماه از خدمت محروم و منفصل میشود یا نه اما گفتوگوی با او هم به خاطر دو محور خبرساز شد. موضوع اول این بود که این چهره نزدیک به احمدینژاد بار دیگر شخص آیتالله هاشمی رفسنجانی را به محوریت تضعیف دولت اصولگرایان محکوم کرد. این در حالی است که گمان میشد رسانههای اصولگرا دست از سر هاشمی برداشتهاند و جدیداً این خط را تبلیغ میکنند که پس از سلام علیک چند ثانیهای احمدینژاد با هاشمی در جریان معارفه رییس جدید قوه قضاییه و اظهارات هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت در ضرورت وفاق و همدلی بین این دو آتشبس برقرار شده و از سوی دیگر فرزندان وی را متهم میکردند. با این حال اظهارات مشایی نشان میدهد که خاطرشان از این ناحیه آسوده نیست. محور دوم این جمله وی بود که مدعی شد در طول تاریخ ایران چه قبل و چه پس از پیروزی انقلاب 1357 محبوبیت هیچ دولتی به اندازه دولتهای احمدینژاد نبوده است. (البته او توضیح نداد که با این وصف چرا سه چهارم وزرا در طول چهار سال حذف شدند و درباره دولت بعدی نیز چگونه داوری میکند در حالی که هنوز تشکیل نشده است). هرچند میتوان حدس زد که منظور او شخص رییس جمهور اصولگراست. چندی پیش خبرنگاری از علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس هشتم پرسید: چرا 24 میلیون رای آقای احمدینژاد «نمود اجتماعی» ندارد؟ مطهری پاسخ داد: در تهران نمود ندارد. خبرنگار گفت: در شهرستانها نیز نمود اجتماعی آن را ندیدهام (با این آمار از هر دو نفر در جامعه باید یکی طرفدار احمدینژاد باشد). علی مطهری این گونه توضیح داد: چون مردم با چشم گریان و در عین نارضایتی از برخی رفتارها و گفتارها رای دادند. |