سعید حجاریان؛ پایان 110 روز نگرانی چاپ نامه الکترونیک

«سعید حجاریان آزاد شد.» این جمله به تنهایی کافی است تا از این «بچه نازی‌آباد» و استاد 53 ساله دانشگاه یاد شود و در زمره چهره‌های هفته قرار گیرد. مهم نیست که سعید حجاریان از جبهه مشارکت استعفا کرده یا باز قرار است به شکل دیگری فعالیت سیاسی کند یا نه. مهم این است که سعید حجاریان از سومین اتفاقی که می‌توانست شاید به بهای جان او تمام شود به سلامت رسته است. هر قدر هم در حبس مراقب او بوده باشند و استخر و آب میوه و مراقبت‌ها برقرار بوده باشد اما برای کسانی که او را دوست می‌داشته‌اند و کسانی که او دوستشان می‌داشته 110 روز از هم دور بوده‌اند. هر اتفاق ناگواری که برای این فعال سیاسی می‌افتد می‌توانست فضای سیاسی و اجتماعی کشور را به شدت تحت تاثیر قرار دهد و مورد سوءاستفاده قرار گیرد.

اما خوش‌بختانه این 110 روز به پایان رسیده و سعید حجاریان به خانه بازگشته و چه بسا بتواند به دانشگاه هم باز گردد. درست است که وکیل او گفته است این آزادی تا زمانی است که حکم وی صادر شود و در حال حاضر موقت است اما امکان تجدیدنظر و اعتراض وجود دارد ضمن این که سیب سیاست در این مملکت هزار چرخ می‌خورد و فضا که آرام شود چه بسا در این سخت‌گیری‌ها تجدیدنظر شود. از سومین اتفاق گفته شد. اتفاق اول 8 شهریور 1360 افتاد. همان روز که دفتر نخست وزیری منفجر و رجایی و باهنر به شهادت رسیدند، سعید حجاریان نیز هدف یک سوءقصد نافرجام تروریستی قرار گرفت اما جان سالم به در برد.
آن روزها او شهرتی در میان مردم نداشت و تنها شماری از نیروهای امنیتی با نام او آشنا بودند. 18 سال بعد اما او چهره‌ای بسیار مشهور بود. مدیر مسوول روزنامه صبح امروز، نایب رییس شورای شهر تهران، عضو ارشد حزب تازه تاسیس جبهه مشارکت و مشاور سیاسی سیدمحمد خاتمی رییس جمهوری وقت که تنها 22 روز پس از پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس ششم در خیابان بهشت تهران و مقابل ساختمان شورای شهر هدف گلوله جوانی به نام سعید عسکر قرار گرفت. حجاریان لحظه ترور را به یاد نمی‌آورد و از این رو از سعید عسکر شکایتی نکرد ولی دادگاه او را براساس جرم عمومی که مرتکب شده بود زندانی کرد و چون حجاریان زنده مانده بود و شخصاً از او شکایت نکرده بود عسکر مدت بسیاری زندانی نماند. این در حالی است که قصد ضارب در واقع قتل سعید حجاریان بوده و ضارب آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 58 با همین استدلال اعدام شد. عسکر، آزاد است ولی حجاریان 10 سال است که با رنج‌های ناشی از ترور دست و پنجه نرم می‌کند. در این 110 روز بسیاری نگران وضعیت او بودند اما مقامات قضایی و امنیتی اطمینان می‌دادند که مشکلی وجود ندارد و رسیدگی‌های لازم صورت می‌پذیرد و سرانجام هنگامی که چهره او در دادگاه مشاهده شد خاطر خیلی‌ها آسوده شد. همسر حجاریان که خود از خانم‌های مبارز در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی بوده، پزشک متخصص زنان است. دکتر وجیهه مرصوصی درباره وضعیت همسرش گفته است: «سعید 10 سال پیش و پس از ترور توسط تاریک‌اندیشان، به واسطه یک معجزه الهی زنده ماند اما سیستم‌های ارادی و غیرارادی او آسیب‌های جدی و فراوان دیده است. وی در صحبت کردن، حرکت کردن و بسیاری از امور شخصی با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو است و سیستم‌های غیرارادی بدن مثل فشارخون و امور مشابه با داروهای بسیار زیاد و مراقبت‌های شبانه‌روزی پزشکان و خانواده تحت کنترل بوده است.» دکتر حجاریان کتابی دارد با عنوان «از شاهد قدسی تا شاهد بازاری» و خود توضیح داده که تعبیر «شاهد قدسی» را از حافظ وام گرفته و این شعر: «ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت؟/ وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت؟»
 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است