| رجب طیب اردوغان؛ از روی دست احمدینژاد؟ |
|
|
|
محمود احمدینژاد بود که اولبار از تنظیم خانواده و کنترل جمعیت انتقاد کرد و گفت:افزایش جمعیت یک کشور از مولفههای قدرت آن به حساب میآید. اکنون اما او تنها نیست و میتواند با صراحت بیشتر از دیدگاه خود دفاع کند چرا که رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز گفته است که «حداقل سه فرزند داشته باشید تا قدرت ترکیه افزایش یابد». او نیز مانند رییس جمهور اصولگرای ایران معتقد است که جمعیت یکی از مولفههای «اقتدار ملی» است و روی کشوری که جمعیت بیشتری دارد در دنیا بیشتر حساب میکنند. آقای اردوغان از چین و هند مثال زده که به باور او یکی از دلایل اقتدار آنها در سطح منطقه و دنیا جمعیت بسیارشان است. به نظر میرسد آقای احمدینژاد نیز این دو مثال را مدنظر داشت اگرچه بر زبان نیاورد. منتها چند نکته را نیز میتوان مطرح کرد که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به این قضیه ارتباط دارد. نکته اول این است که درست است که مثالهایی چون چین و هند وجود دارند که یک میلیارد نفر و بیشتر جمعیت دارند و در عین حال به پیشرفتهای صنعتی نیز دست یافتهاند اما اتفاقاً در همین کشور چین، این توسعه و پیشرفت به مدد کنترل جمعیت و ممنوعیت بیش از یک فرزند حاصل آمده است چرا که غیر این بود تنها باید به معیشت و تامین غذای جمعیت انبوه میاندیشیدند. بنابراین مثال چین اتفاقاً نقض غرض است! درباره هند نیز جمعیت انبوه مانع مهار فقر شده و اگر مردم این شبهقاره با فقر کنار آمدهاند ناشی از اعتقاداتی از جنس «تناسخ» است که امیدوارشان میسازد در زندگی بعدی دچار فقر نباشند. نکته دوم این است که در کنار مثالهایی چون چین و هند میتوان به پاکستان و بنگلادش نیز اشاره کرد که جمعیت انبوه آنها مشکلساز شده و امکان توسعه را سلب کرده است.وجه سوم این است که اگر توصیه به فرزند بیشتر بر پایه آموزه قرآنی صورت میگیرد در نظر باید داشت که اگر قرآن کریم تصریح میکند «فرزند بیاورید و نگران فقر نباشید» از این روست که زوج در آغاز زندگی مشترک بیمناک تولیدمثل هستند و میخواهد این بیم و ناامیدی را از بین ببرد. در حالی که در جای جای قرآن بر عقل و تدبر و دوراندیشی و لزوم تربیت فرزندان نیز تاکید شده که طبیعی است آدمی را موظف میسازد به تعهدات خود در قبال فرد و جامعه و خانواده به نیکی عمل کند و از این منظر نمیتواند بدون مسوولیت تنها به تکثیر اولاد بیندیشد. همچنین واقعیت این است که مولفههای قدرت در هر دوران تغییر میکند. مثلاً اگر کشوری در حال جنگ باشد قطعاً جمعیت یک مولفه است. کما این که جمعیت ایران در سالهای جنگ با عراق شتاب و افزایش پیدا کرد. اما در دوران صلح و برای کشوری که با معضلاتی مثل بیکاری گسترده، اعتیاد خانمانسوز، مهاجرت به شهرها و کمبود مسکن رو به روست توصیه به رشد جمعیت تنها مشکلات را گستردهتر میسازد. ضمن این که در کشوری مثل ایران که غالباً خانوادههای کمدرآمد به فرزندان بیشتر علاقهمند هستند توصیه به کنترل خانواده عملاً تعداد فرزندان را به یک یا دو نمیرساند بلکه در حد سه یا چهار ماه متوقف میسازد و همان توصیه آقای اردوغان میشود و اگر بنا باشد این سیاست هم نباشد اعضای خانوار از 6 نفر فراتر میروند و یکی باید کار کند تا شکم پنج نفر را سیر کند و یکی از راههای مقابله با فقر همین است که میانگین افراد تحت تکفل بهبود یابد. با این توضیحات نمیتوان اظهارات اردوغان را تایید به سخن پیش گفته دانست.
|



