توده‌ای‌ها هم با مصدق سر سازگاری نداشتند چاپ نامه الکترونیک


عبدالله خليلي- دکتر محمد مصدق پس از برکناری رضاخان از قدرت به عرصه سیاسی کشور بازگشت او در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، رای اول را در تهران کسب کرد. با تلاش او طرحی در مجلس تصویب شد که به دولت اجازه نمی‌داد در حین اشغال در مورد نفت با خارجی‌ها مذاکره کند. پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران دکتر مصدق به نخست وزیری رسید. او برنامه خود را اجرای این قانون اعلام کرد. شرکت نفت آماده پذیرش ملی شدن نفت ایران نبود و همچنان بر ادامه قرارداد 1933 اصرار داشت. دکتر مصدق از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید کرد و کارشناسان و مدیران این شرکت ناچار از ترک ایران شدند. دولت بریتانیا از ایران به شورای امنیت شکایت کرد. شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان لاهه ارجاع کرد. اما دیوان لاهه با مخالفت دکتر مصدق به عدم صلاحیت خود در این باره رای داد و.... «امیدجوان» به مناسبت 28 مرداد، با دکتر داود هرمیداس باوندی (استاد دانشگاه) پیرامون علل کودتای امریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدق، گفت‌وگویی انجام داده است که در ادامه می‌آید:


* ظاهراً مهمترین مساله در کودتای 28 مرداد که منجر به سقوط دولت مردمی دکتر محمد مصدق شد، موضوع نفت است؟
- هنگامی که دولت مصدق بر سر کار آمد، انگلیس و آمریکا برای چپاول نفت ایران رقابت سرسختی داشتند بنابراین دکتر مصدق سعی کرد از این فضا در جهت ملی کردن صنعت نفت استفاده کند. وزارت خارجه امریکا در آن زمان استدلال می‌کرد که بهترین راه برای جلوگیری از نفوذ کمونیست‌ها در ایران حمایت از ناسیونالیست‌هاست. بنابراین با چنین حمایتی، علاوه بر ممانعت از ورود خزنده روس‌ها، می‌توانست ایده‌های خود را درباره انرژی نیز تحقق بخشد. بر این اساس واشنگتن برخلاف میل باطنی لندن، از ملی شدن صنعت نفت در ایران حمایت کرد.
* واکنش انگلیس در این باره چه بود؟
- امریکا برای این که حمایت خود از ملی شدن صنعت نفت را به منصه ظهور برساند، دیپلماسی رفت و آمد بین لندن و تهران را در پیش گرفت و سعی کرد که لندن را مجاب به پذیرش ملی شدن صنعت نفت در ایران کند. اما این ایده چندان ادامه نیافت و در اجلاس پاریس «ایدن» به نوعی به امریکایی‌ها فهماند که مصدق در حال بهره‌برداری از آن‌هاست. بنابراین امریکا و انگلیس تصمیم می‌گیرند موضوع بانک بین‌المللی را با دولت ایران در میان بگذارند. مصدق با این مساله مخالفت کرد چرا که با ورود این بانک به عرصه نفتی از درآمد یک دلار و 75 سنت به ازای هر بشکه تنها 75 سنت به ایران می‌رسید.
* عوامل داخلی چه نقشی در کودتا داشتند؟
- عوامل متعددی در این زمینه دخیل بودند، اما یکی از گروه‌هایی که سر سازگاری با دولت مصدق را نداشت،‌توده‌ای‌ها بودند. در آن زمان «استالین» می‌گفت اگر جنبش‌ها در کشورهای در حال توسعه تحت زعامت شوروی نباشند در طیف جهان غرب، مسایلشان حل و فصل می‌شود. لذا قابل اعتبار نیستند. بر این اساس، «استالین»، گاندی، نهرو و مصدق را پدیده‌هایی می‌دانست که در طیف جهان غرب باید مسایلشان حل و فصل شود. نکته بعد این که بلشویک‌ها بر این باور بودند که جنبش‌های ضد استعماری باید ذیل حزب کمونیست قرار بگیرند. از این رو حزب توده، رویه کارشکنی را در قبال دکتر مصدق در پیش گرفت، از آن طرف، هواداران دربار، حزب اراده ملی، حزب عدالت، حزب پان ایرانیست و حزب آریا که اهداف سلطنت‌طلبان را پی می‌گرفتند و فراتر از اینها جناحی که از دکتر مصدق، جدا شده بودند یعنی بقایی، مکی، عبدالعزیز آزاد، حائری‌زاده و نهایتاً ارتش، کارشکنی را به اوج رساندند. در این میان سرهنگ نصیری وارد شد و دوستان مصدق همچون دکتر فاطمی را بازداشت کرد. حزب توده میدان‌داری کرد، اراذل و اوباش به بخشی از ارتش ملحق شدند و پروژه کودتا عملی شد. البته اگر کودتا پیروز نمی‌شد آنها طرح مخوف‌تری به نام «چکمه» داشتند.
* بعد از کودتا چه فضایی به وجود آمد؟
- سرلشکر زاهدی امور دولت را در دست گرفت و دکتر مصدق در روز 29 مرداد بازداشت شد. فرمانداری نظامی به ریاست سرتیپ تیمور بختیار به تعقیب، دستگیری و شکنجه مخالفان پرداخت. شاه از رم بازگشت، او برخلاف قانون که محاکمه نخست وزیر را تنها توسط دیوان عالی کشور مجاز می‌شمرد دکتر محمد مصدق را در دادگاه نظامی محاکمه و به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم کرد. در جریان برگزاری دادگاه، تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف کشور در دفاع از وی سرکوب شد. مصدق پس از پایان زندان به روستای احمدآباد تبعید شد. شاه پس از مرگ وی گفت: «زنده و مرده‌اش در احمدآباد» و بدین ترتیب از دفن وی در قبرستان ابن‌بابویه جلوگیری شد. مصدق در روزهای آخر عمر می‌گفت: روز 12 مرداد 1335 که مدت 3 سال زندانم تمام شد به جای این که آزاد شوم، به احمدآباد تبعید شدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مامور حفاظت من شدند اکنون که سال 1339 هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم. اجازه نمی‌دهند بدون اسکورت به خارج (قلعه) بروم در این قلعه مانده‌ام و با این وضعیت می‌سازم تا عمرم به سر آید...»


 

 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است