| دریای خزر؛ همه با هم، نه با ما |
|
|
|
مجيد سليمي بروجني- دریای خزر اگرچه از دیرباز مورد استفاده مردمان حاشیه این دریا برای ارتزاق از موجودات زنده آن و بهرهبرداری همه مناطق به دلیل نقش ویژه آن در حمل و نقل قرار میگرفته است، اما در قرون جدید اهمیت آن دو چندان شده است. از شروع جنگ اول ایران و روسیه منتهی به 1813 تا معاهدات مودت مابین ایران و روسیه. در 1921 و در ادامه قرارداد بحرپیمایی و تجارت مابین اتحاد شوروی و ایران در 1940 و همچنین فروپاشی شوروی در 1991 همواره ایرانیان دغدغه چگونگی استفاده از بزرگترین دریاچه جهان را داشتهاند. در سال اخیر توجه تصمیمگیران ایرانی به دریای خزر متناوباً با نگاه رسانهای به دامنههای مورد بحث در سطح جهانی کاهش و یا افزایش پیدا کرده است. وضعیت حقوقی این دریا اکنون که هنوز اساسنامه حقوقی آن امضا نشده است جالب توجه است. اساس آن بر پایه مدارک قدیمی میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی است. نمونه آن قرارداد درباره اصول روابط متقابل و قواعد کلی همکاری بین فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران است که در 12 مارس 2001 توسط ولادیمیر پوتین و محمد خاتمی امضا شد و مبنی بر حفظ قراردادهای پیشین تا برقراری رژیم حقوقی جدید در ارتباط با فعالیت در دریای خزر میباشد. از جمله آنها معاهده دوستی میان روسیه و ایران در فوریه سال 1921 و قرارداد تجارت و کشتیرانی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایران مورخه مارس 1940 میباشد. از ابتدای تولد کشورهای قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان، موضوع رژیم حقوقی استفاده از دریای خزر یکی از دغدغههای جدی پنج کشور ساحلی خزر بوده است. رژیم حقوقی دریای خزر و تحولات آن طی دهه گذشته از عوامل مختلف اقتصادی، سیاسی، ژئوپلتیک، استراتژیک و امنیت و انرژی در جهان متاثر گردیده و به خصوص از 1994 تاریخ شکلگیری کنسرسیومهای مهم نفتی و گازی بینالمللی در کشورهای حاشیه خزر برای سرمایهگذاری، توسعه، اکتشاف و بهرهوری از منابع بستر دریا این بحث جدیتر شده است. تاکنون به لحاظ کلی چهار رویکرد برای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر مورد توجه بوده است. واقعیت آن است که رفتار آمریکا و اروپا در سالهای پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 راهی برای ایران جز همکاری با کشورهای موسوم به بلوک شرق سابق نگذاشته است. در سال 2006 برای اولین بار حجم روابط ایران با کشورهای آسیایی همچون روسیه، چین و هند از روابط با کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه و یا کشورهای اروپایی آمریکای شمالی و ژاپن گذشت. این موضوع یعنی ایران کشورهای سابقاً کمونیست همچون روسیه و یا نظامهای اقتدارگرایی همچون چین را به کشورهای دموکراتیک، اروپا و آمریکای شمالی ترجیح داده است. باید یادآور شد که این در تاریخ روابط خارجی ایران برای اولین بار رخ داد. آیا در این زمینه ایران مقصر است و یا واقعاً راه دیگری برای ایران باقی مانده بود؟ البته حقیقت این است که ما همچنان میتوانیم با اروپا روابط اقتصادی خود را حفظ نماییم در عین حال که فشارهای اقتصادی و مالی آنان زیاد است. دریای خزر دارای بزرگترین منابع شناخته شدهای است که در آخرین تلاش بشر برای رسیدن به منابع بیشتر و درازمدت ترانژی کشف شده است. به جز روسیه و ایران که از لحاظ انرژی دارای منابع متنابهی هستند که در گذشته کشف شده است. از میان 8 کشور جدیدالاستقلال آسیای مرکزی و قفقاز، کشورهای آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان دارای ذخایر ثابت شده 7/14 تا 3/31 میلیارد بشکه نفت و 373 تریلیون فوت مکعب گاز میباشند. این مقادیر در حقیقت 7/2 درصد از ذخایر اثبات شده نفت و 7 درصد از منابع گاز جهانی است. از لحاظ گاز مساله آن گاه جالبتر میشود که بدانیم روسیه و ایران 52 درصد از ذخایر اثبات شده نفت و 7 درصد از منابع گاز جهانی است. از لحاظ گاز مساله آن گاه جالبتر میشود که بدانیم روسیه و ایران 52 درصد از منابع جهانی گاز را در اختیار دارد و اگر این دو کشور بتوانند در دریای خزر نیز منابع گازی جدیدی را کشف نمایند، آن گاه توازن انرژی در سطح جهانی به نفع منطقه خزر تغییر خواهد نمود. این در موقعیتی است که در اروپا نیاز به گاز به عنوان یک سوخت پاکیزه هر روز بیشتر میشود. تعداد اعضای اتحادیه اروپا با پذیرفتن دوازده کشور اروپای مرکزی و شرقی به 27 کشور رسید و ورود کشورهای مزبور به معنای آزادسازی بازار انرژی آنان و نهایتاً بیشتر شدن تقاضا در این کشورها گردید. نزدیکترین منبع گازی به کشورهای مزبور، خزر است. سرمایهداران متعددی اکنون به فکر توسعه و اکتشاف منابع گازی خزر هستند. تمام قراردادهای توسعه و اکتشاف در دریای خزر مابین دولتهای ساحلی و شرکتهای بزرگ نفتی منعقد شده است. این قراردادها همچنین با مجموعهای از شرکتهای بزرگ به صورت کنسرسیوم بسته شده است. مانند قرارداد آذربایجان؛ کنسرسیوم به رهبری شرکت BP در مورد بهرهبرداری از حوزههای نفتی آذری، گونشلی، حوزه نفتی، قره چگنگ در قزاقستان با کنسرسیومی به رهبری آجیب و بریتیش گاز، حوزه نفتی تنگیز در قزاقستان با کنسرسیومی به رهبری شوروی تکزاکو و الی آخر. منطقه خزر یکی از مهمترین مناطق راهبردی است که پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خود را به عنوان یک منطقه روبه رشد نشان داد. از جمله مهمترین نکات این منطقه میزان برآورد نفت و گاز آن است که توجه بسیاری از کشورهای منطقه را به خود مشغول کرده است. چنانچه گفته میشود منابع شناخته شده نفت دریای خزر 15 تا 29 میلیارد بشکه است که در قیاس با منابع نفت آمریکا به میزان 22 میلیارد بشکه و دریای شمال به میزان 17 میلیارد بشکه، قابل توجه است و میزان منابع گاز این دریا نیز 235 تا 337 فوت مکعب است که نشان از ارزش بالای این منطقه است. از آنجا که آمریکا به عنوان یک ابرقدرت بینالمللی منافعی پراهمیت در این منطقه دارد، سعی در کمرنگ ساختن نقش ایران چه در بحث انتقال خطوط لوله و چه در بحث استخراج و اکتشاف نفت دارد و عملاً ایران را تحت فشار گذاشته و از سوی دیگر روسیه را محدود و در برخی نقاط به صورت برنامهریزی شده با روسیه همکاری مینماید. در نتیجه فروپاشی شوروی، اکنون ایران حلقه اتصال خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی است و 640 کیلومتر از ساحل خزر، 1200 کیلومتر از ساحل خلیج فارس و کنترل بر تنگه هرمز را که بیش از 17 میلیون بشکه نفت در روز از آن عبور میکند، در دست دارد. ایران میتواند در خزر یک بازیگر عمده انرژی باشد. در خزر جنوبی حوزههای متعددی وجود دارند که علیرغم احتمال کم وجود منابع سرشار نفت و گاز، ایران میتواند اکتشاف را در این حوزهها شروع نماید. سکوی حفاری در آبهای عمیق به نام البرز در حال حاضر آماده فعالیت است. حوزه نفتی البرز میتواند به صورت مشترک مابین ایران و آذربایجان توسعه یابد. ایران ارزانترین مسیر انتقال انرژی برای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز است. مناطقی که به دریاهای آزاد راه ندارند. در حال حاضر خط لوله نکا – ری به ظرفیت نهایی 470 هزار بشکه در شمال ایران احداث شده است. خط لوله دیگری از میادین سرشار کاشغان و تنگیز قزاقستان و ایمکس ژاپن است که نفت خام قزاقستان را به ایران و از طریق ایران به خلیج فارس حمل مینماید. کشتیرانی دریای خزر در حال ساخت 6 کشتی متوسط برای حمل بار است. ارتباط بیشتر با ترکمنستان، افغانستان و آذربایجان و ترکمنستان دارای منابع گازی است و از آن در جهت تقویت روابط خود با ایران و روسیه استفاده میکند. البته ترکمنها قراردادی برای صدور سالیانه حداکثر 100 میلیارد متر مکعب گاز به روسیه منعقد کردهاند؛ اما به دلیل محدودیت ظرفیت لوله آنها با ایران تنها صدور 8 میلیارد متر مکعب در سال است که قرار است در 14 میلیارد متر مکعب رسید. ایران میتواند دروازه توسعه ترکمنستان به دنیای خارج باشد. ایران میتواند افغانستان و ترکمنستان را به خود وابسته سازد. خطوط توسعه یافته ریلی و جادهای ایران این امکان را میدهد که واردات و صادرات افغانستان و ترکمنستان از طریق یکی از بنادر ایرانی در خلیج فارس و دریای عمان که به این کار اختصاص داده میشود، انجام پذیرد. وضعیت جمهوری آذربایجان متفاوت است، علیرغم هیاهوهای آمریکا، این کشور از لحاظ منابع انرژی چندان قوی نیست. شاید مهمترین منبع آذربایجان دریای خزر حوزه آذری، گونشلی و چراغ است که کنسرسیومی به سرپرستی BP در حال سرمایهگذاری حدود 8 میلیارد دلاری در آن است. اما به نظر میرسد این نفت کمبود خط لوله یک میلیون بشکهای باکو، تفلیس، جیحان را جبران نمیکند. به همین دلیل آمریکا بسیار تلاش میکند تا از مسیر بستر دریای خزر خط لوله نفت از آکتائو به بلگو احداث شود. فدراسیون روسیه و ایران، به دلایلی زیست محیطی با این اقدام به شدت مخالفند. ایران میتواند با حمل نفت خام از آکنائو به باکو با نفتکشهای خود ایده ساخت. خط لوله از بستر دریای خزر را غیراقتصادی نماید.ایران میتواند با جمهوری آذربایجان حوزه نفتی البرز را اکتشاف و استخراج کند. در مرز دریای خزر هم میتواند با انعقاد قرارداد اکتشاف و استخراج کند. در مرز دریای خزر هم میتواند با انعقاد قرارداد اکتشاف برخی بلوکها را که شرکت شل هم موظف به انجام آن است، آغاز کند. در بخش ترکمنستان ترکمنها و روسها پیشنهاد کردند که همکاری سهجانبه با ایران داشته باشند. در گذشته ما فکر میکردیم که هرگونه همکاری با این کشورها، همکاری با رقیب ایران است و به ضرر خود ما تمام میشود. اما اتفاقاً از لحاظ ژئوپلتیک بهتر است که آذریها را به این همکاری ترغیب کنیم تا خط لوله آنها به تبریز بیاید. در عین حال میتوانیم گاز را در اختیار ارمنستان و نخجوان قرار دهیم و در مقابل از ترکمنستان گاز وارد و به اروپا صادر کنیم. چیزی که ترکیه به دنبال آن است تا چهارراه انرژی جهان بشود. به لحاظ طبیعی سهم ماست. باتوجه به این که در بخش شمالی دریای خزر مابین روسیه و قزاقستان و همچنین روسیه و آذربایجان توافقات مربوط به تحدید حدود آبی در دریای خزر انجام شده و مرزها مشخص گشتهاند. به نظر میرسد بهترین گزینه برای ایران همکاری و مصالحه با دو کشور همسایه بلافصل خود یعنی ترکمنستان و آذربایجان است. قزاقستان هم اکنون 4/28 درصد از آبهای خزر را در اختیار دارد و روسیه نیز 19 درصد. مابقی آبهای خزر که در منطقه جنوبی آن واقع است مقدار 6/52 درصد است. به نظر میرسد ایران میتواند با مذاکره با کشورهای همسایه خود به سهم مساوی 5/17 درصد برای هر کدام از کشورهای جنوبی خزر دست یابد. اتخاذ یک دیپلماسی قوی در حوزه انرژی دریای خزر از سوی دولتمردان، میتواند منافع ایران را در بلندمدت تضمین نماید. بدون شک هر روز تاخیر در اجرای این کار خسارتهای سنگینی را به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد.
|


