| «مشروطه» شکست نخورده و پابرجاست |
|
|
|
انقلاب مشروطیت یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران است که براساس آن مظفرالدین شاه که روزهای پایانی عمر خود را سپری میکرد به وحشت افتاد و مجبور به پذیرش خواست ملت شد و در 14 مرداد 1285 شمسی طی فرمانی ضمن عزل عینالدوله، دولت را مامور برگزاری انتخابات و تشکیل مجلس شورا کرد. «امیدجوان» درباره این سرفصل تاریخ ایران با دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میآید: * انتخاب مشروطه را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ - معمولاً وقتی یک جنبش سیاسی – اجتماعی موفق نمیشود و تا حدودی با ناکامی روبرو میگردد، این بحث پیش میآید که عوامل آن اشتباه کرده و یا دچار ضعفهایی بودهاند، معمولاً عدم موفقیت به طور طبیعی با خودش زیر سوال بردن بنیان و اساس آن حرکت را در پی دارد در مشروطه هم شاید روال این گونه باشد. فرمان مشروطه در سال 1285 شمسی صادر شد و چند ماه بعد مجلس اول تاریخی مشروطه تشکیل گردید. با این حال پس از 15 سال آنچه که ایران شاهدش بود دیکتاتوری خشن رضا شاه بود که به مراتب از استبداد ناصرالدین شاه و محمدعلی میرزا ابعاد گستردهتری داشت. خوب وقتی روی ویرانههای مشروطه، نظام پلیسی رضاخان شکل میگیرد خیلیها شاید بر این باور باشند که مشروطیت شکست خورده است. در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آثار بسیاری درخصوص مشروطه به رشته تحریر درآمده که مستقیم و غیرمستقیم در مقام تبیین این پرسش برآمده که چرا مشروطه شکست خورده است. نحلههای فکری در این باره چنین است: «مشروطه برای ایران بسیار زود بود! و زیرساختهای لازم که مبتنی بر نظام لیبرال دموکراسی است در ایران به وجود نیامده بود، به عبارت دیگر نظام لیبرال دموکراسی در غرب از مقاطع تاریخی مختلفی عبور کرده بود که مشروطه، سیری در آن نداشت. * این مقاطع تاریخی چه بود؟ - رنسانس، انقلاب مرکانتالیسم، عصر دریانوردی، کشف قاره امریکا، دوران خردگرایی، انقلاب صنعتی و انقلاب کبیر فرانسه. * این استدلال را میتوان پذیرفت که مشروطه برای ایران زود بود؟ - به هرحال مشروطه در ایران ظرف یکی دو سال شکل گرفت و سیر تاریخی نظام مبتنی بر لیبرال دموکراسی غرب را نداشت در این باره دیدگاههای مختلف وجود دارد. یک دیدگاه میگوید: «باتوجه به زمینههای سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی، مشروطه نمیتوانست خیلی در ایران موفق شود اگرچه عدهای سعی کردند بر این لباس عاریتی که از غرب گرفته شده بود شکل و شمایل اسلامی بیارایند اما اساساً مشروطه برگرفته از تفکر سکولار غرب بود که بر طبل جدایی دین از سیاست میکوبید و نمیتوانست با شریعت درآمیزد. نگاه دیگری بر این باور است که: «برخی منورالفکرهای عصر مشروطیت سعی میکردند نشان دهند مشروطه تضادی با اسلام و شریعت ندارد اما داشت، مشروطه نهالی بود که باید در خاک خودش رشد میکرد در حالی که مشروطهخواهان به سرعت رفتند و این نهال را از غرب آوردند و در خاک ایران پرورش دادند که نگرفت.» * اما هر دوی این دیدگاهها با اصل مشروطه همخوانی ندارد؟ - بله لیبرالها، فراماسونرها و عناصر مشکوک وابسته به انگلستان سعی میکردند مشروطه را از مسیر اولیهاش منحرف سازند. بر این اساس بود که شیخ فضل الله نوری در مقابل مشروطه سکولار ایستاد و اعدام شد که با کنار کشیدن روحانیت از مشروطه، مردم هم خودشان را کنار کشیدند. * شما شکست مشروطه را میپذیرید؟ - این تفسیر که بگوییم مشروطه شکست خورد، اساساً درست نیست. امروزه خیلی از مبانی گفتمان سیاسی ما برگرفته از مشروطیت است. شما همین که یک رییس جمهور را برای 4 سال انتخاب میکنید و بعد اگر از او راضی نبودید میتوانید در 4 سال بعد کنار بگذارید را از مشروطه گرفتهاید. ما اگر نظام جمهوری اسلامی را مختصرتراشی بدهیم در پوسته آن رگههایی از ادبیات مشروطه وجود دارد، برخی اوقات هم این بحث پیش میآید که ما از مشروطه چه درسی گرفتهایم. این سوال هم پرسش درستی نیست مثل این که بگوییم از جنگ جهانی دوم چه درسی گرفتهایم؟ این رویکرد به تاریخ غلط است تحولات تاریخی معلول و مولود شرایط زمانی خود است و آن را نباید با عصر دیگری شبیهسازی کرد. * اگر نتوانیم از مشروطه درس بگیریم، تاریخ به چه دردی میخورد؟ - قرار نیست ما از تاریخ درس بگیریم، ما باید تاریخ را بفهمیم. وقتی گذشته را بهتر فهمیدیم، حال را بیشتر درمییابیم. مشروطه پابرجاست، خیلی از چیزهایی که امروز بسیاری به دنبال آن هستند، افکار، ادبیات و انتظارات مشروطه است. |


