|
مسعود رفيعي طالقاني- اگر همچون ساير روزگاريان كه كلمات را بر زبان ميآورند بدون آنكه مزه مزه شان كرده باشند ما نيز كلمات را بر زبان بياوريم، بايد تكرار كرد كه دانشجو و دانشگاه مصداق آينده ساز و تربيت خانه است. به همين سبب شايد بد نباشد كه آموزش عالي كشور را در چند سال اخير بررسي كنيم تا بدانيم اين دو واژه چقدر قابل اعتنا بوده اند و چه ميزان مغفول واقع شدهاند. اين كار جز با بررسي عملكرد دو وزير علوم در دولتهاي محمود احمدي نژاد ميسر نيست. يكي محمد مهدي زاهدي و ديگري كامران دانشجو. اولي چهار سال وزارت كرده و با كارنامهاي مشخص جامه وزارت را از تن به در آورده است و حالا در انتظار انتصاب در پستي تازه به سر مي برد و دومي تازه از پلههاي ترقي صعود كرده و از سياست پيشگي به علم پيشگي روي آورده است يعني استانداري و معاونت سياسي امنيتي وزارت كشور را ترك و گفته و به لباس وزارت درآمده است اما در همين زمان كوتاه هم راه را بر گمانه زني نبسته و ميتوان حدس زد كه او به چه مسيري خواهد رفت. گرچه به نظر ميرسد دانشجو ادامه رشتهاي را به دست گرفته كه زاهدي در آخرين روزهاي وزارتش بدان رسيده بود. نقد سخنان و عملكرد چهارساله يكي و چند روزه ديگري از همين رهگذر حائز اهميت است.
زاهدي ؛ مرد علمي از زمانی كه محمود احمدی نژاد بر یك صندلی در دانشگاه علم و صنعت ایران مینشست و سیاستهای دانشگاهی دولت اصلاحات را نقد میكرد تا امروز كه برای بار دوم به ریاست دولت دست یافته است تنها چند سال میگذرد اما امروز دولت او خود پر حاشیهترین دولت در زمینه سیاستهای دانشگاهی، آموزش عالی و تعامل با دانشجویان شناخته میشود. حاشیههایی كه محمد مهدی زاهدی وزیر علوم دولت نهم كمتر آنها را پذیرفت و بیشتر بر این باور بود كه وزارتخانه تحت امرش در عمل به وظایف خود موفق بوده است. حال آنكه عملكرد او نه دانشجویان منتقد سیاستهای دولت و انجمنهای اسلامی را راضی نگاه داشت و نه اعضای بسیج دانشجویی و جنبش عدالتخواه را. گرچه دسته اول را بیشتر میتوان مورد توجه قرار داد زیرا در دانشگاه فعالیت میكردند اما دسته دوم كمتر در دانشگاهها دیده شدند و بیشتر میشد آنها را در تجمعات مقابل سفارتخانههای خارجی و تظاهراتهایی در اعتراض به مسائل سیاست بین المللی دید. محمد مهدی زاهدی یكی از مردان پرحاشیه دولت نهم بود كه كارش را با اعمال محدودیتهای تازه در فضای دانشگاه های كشور و در مقابل دانشجویان آغاز كرد و با یافتن رد پایی از انقلاب مخملی - كه این روزها كالای روز بازار سیاست است - در دانشگاهها به پایان میبرد. وزیری كه همه ناظران دانشگاهی میگویند هیچ گاه با دانشجویان گرد یك میز ننشست و هرگز آنچنان كه باید در دانشگاهی حضور نیافت و بر خلاف رییس دولت كه تمام كشور را در دو دور سفر استانی زیر پا گذاشت، ترجیح داد دانشگاهها را از درون دفتر كارش كنترل كند. او بر خلاف آنكه میخواست دانشگاهها را از فضای سیاست دور كند، آن ها را به سیاسیترین محلها تبدیل كرد كه چهار سال حاشیه و رخداد سیاسی رقم زدند. زاهدی اكنون در حالی كابینه را ترك میكند كه كارنامهای اینچنین از وی بر جا مانده است.تغییر روسا اولین گام زاهدی برای رسیدن به اهداف اصولگرایانه دولت، تغییر روسای دانشگاهها بود. آن زمان بود كه با تغییر بیقید و شرط روسای دانشگاههای مطرح كشور فضای دانشگاهها نیز تغییر كرد و بر پلاكاردهای گوناگون دانشجویان در تجمعات اعتراضی نسبت به تغییر یكباره روسا و برنامههای جدید آنها، جمله «دانشگاه پادگان نیست» به كرات دیده میشد. آن هنگام بود كه ناظران، دانشگاه را که باید محلی برای پرورش دانشجویان میبود به محلی برای محدود كردن افراد منتقد وزارت علوم تبدیل شده یافتند. كار به جایی رسید كه روسای انتصابی محمد مهدی زاهدی در میان تجمعات اعتراضی دانشجویان معارفه شدند. دانشجویان نیز در جواب به این انتصابات سکوت نکردند و با برپایی تجمع، اعتراض خود را نسبت به این انتصابها اعلام كردند. پاسخ به اعتراضات دانشجویان اما از سوی مسئولین چیزی به جز احضار به کمیته انظباطی و تعلیق نبود و پس از آن خواستی جدید به خواستهای دانشجویان افزوده شد: « استعفا رئیس انتصابی». رهایی، عمید زنجانی و شریعتی به ترتیب از جمله اولین روسای انتصابی دانشگاههای امیر كبیر، تهران و علامه طباطبایی بودند که از زمان روی کار آمدنشان در آغاز راه وزارت زاهدی، این سه دانشگاه روزهای سختی را آغاز كردند و گاه و بیگاه صحنه تجمع اعتراضی شدند. تحدید فعالیتهای دانشجویی همزمان با فروكش كردن موج ناآرامیها در اعتراض به تغییرات ناگهانی روسای دانشگاهها در حالی كه آنها خواستار انتخاب رییس دانشگاه از جانب خود بودند، گام دوم برای تحدید دانشجویان منتقد برداشته شد. تشکیلات دانشجویی انجمنهای اسلامی و انجمنهای صنفی به دست روسای انتصابی محمد مهدی زاهدی محدود و بعضا تعطیل شدند. از مهر ماه سال ۸۴ تا به امروز بیش از ۵ انجمن اسلامی بدلالیل نامعلوم منحل اعلام شده و در بیشتر موارد افرادی منتصب از سوی رئیس دانشگاه به عنوان اعضای جدید انجمن اسلامی معرفی شدهاند. دانشجویان در آن هنگام نیز به بیان اعتراضات خود پرداختند اما در بعضی دانشگاهها از جمله دانشگاه علامه و در پیبرگزاری انتخابات دوره جدید انجمنهای اسلامی با احکام بسیار سنگین انظباطی روبرو شدند و بیش از 23 حكم تعلیق دریافت كردند. دفتر انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر در صبحگاه جمعه ششم مرداد ماه 85 بسته و اموال آن ضبط شد. محروم کردن دانشجویان منتقد از ادامه تحصیل که از سال ۱۳۸۵ آغاز شده بود همچنان ادامه یافت. سازمان سنجش از ارائه کارنامه به ۲۳۰ دانشجو، که توسط نرمافزار تقلبیاب متقلب تشخیص داده شده بودند، خودداری کرد و پنج دانشجوی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی بدلیل انتقاد از حسن رحیمپور ازغدی از اعضای شورای حفظ آثار و اندیشههای محمود احمدی نژاد در جریان سخنرانی وی تعلیق شدند. بازداشت دانشجویان گام دیگر وزارت علوم برخورد جدی با دانشجویان منتقد بود. در اردیبهشت ۸۶ بود كه این گام برداشته شد آنگاه كه بنا بر شنیدهها جعل لگوی سه نشریه این دانشگاه و انتشار مطالبی موهون و توهین آمیز به دین اسلام و پیامبر( ص) منجر به برخورد و بازداشت سه دانشجوی دانشگاه امیر كبیر گردید. دانشجویان چندین بار چاپ این نشریات را تکذیب و محكوم کردند اما در اولین روزهای سال جدید تحصیلی حکم سه دانشجوی امیرکبیر به جرم توهین به مقدسات اعلام شد و این دانشجویان در مجموع به هفت سال و نیم حبس تعزیری محکوم شدند. این در حالی رخ داد كه هیچ یك از مقامات وزارت علوم در این باره واكنشی نشان ندادند. از آن پس بود كه دانشگاههای سراسر كشور محل تجمع در اعتراض به این احكام بود. پس از آن نیز با شروع سال تحصیلی موج بازداشتها و احضار دانشجویان به دادگاه بیشتر شد. بازداشت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در عرض یک هفته و چندین تن از اعضا دیگر این تشکیلات دانشجویی و بازداشت بیش از ۲۳ دانشجوی دیگر در عرض سه روز گوشه ای از مواردی بود كه دانشجویان نسبت به آنها اعتراض داشتند. روز ۱۸ تیر ۱۳۸۶ نیز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که در مقابل درب اصلی دانشگاه امیرکبیر تحصن کرده بودند بازداشت شدند. همان روز اعضای سازمان ادوار تحکیم نیز بازداشت شدند و دفتر آنها پلمپ شد.با این حال اما زاهدی همچنان برخورد با دانشجویان را تكذیب میكرد. اول آبان ۱۳۸۶ بود كه تعدادی از نشریات دانشجویی در اعتراض به حکم مدیران مسئول بازداشتی نشریات دانشگاه امیرکبیر و اعتقاد به بیگناهی آنها طبق اظهارات و تکذیب صریح آنان، و برای درخواست تبرئه و آزادی این دانشجویان نشریه خود را سفید منتشر کردند.ستارهدار كردن دانشجویانبا رخ دادن این حوادث بود كه موضوع ستارهدار كردن دانشجویان نیز مطرح شد و دانشجویان منتقد با علامت ستاره در جلوی نامشان مواجه شدند. گرچه بعدها این ماجرا در مناظرههای انتخاباتی از سوی رییس جمهور تكذیب شد. محمد مهدی زاهدی نیز همچون همیشه این موضوع را نمیپذیرفت و باز هم معتقد بود كه وزارت علوم دولت نهم در مواجهه با تمام دانشجویان برخوردهای نرم و منطقی را مد نظر دارد. بازنشستگی اجباری اساتیددانشجویان دانشگاههایی چون دانشگاه تهران و علامه در طول چهار سال گذشته با موضوع دیگری نیز مواجه شدند و آن بازنشستگی اجباری اساتید بزرگ و بنامی بود كه پشتوانههای علمی آموزش عالی به حساب میآمدند. این اتفاق در حالی افتاد كه دانشگاههای سراسر كشور در تعطیلات تابستانی به سر میبردند. دكتر ایرج گلدوزیان، دكتر امیرناصر كاتوزیان، دكتر محمود عرفانی اساتید برجسته قانون جزا، حقوق مدنی و قانون تجارت به همراه دكتر ابوالقاسم گرجی استاد حقوق اسلامی بازنشسته شدند.همچنین دكتر محمد آشوری استاد آیین دادرسی كیفری، دكتر جمشید ممتاز استاد حقوق بین الملل، دكترعزت الله عراقی استاد حقوق كار و دكتر نجات علی الماسی استاد حقوق بین الملل خصوصی نیز حكم رسمی بازنشستگی را دریافت كردند. به غیر از این اساتید مطرح دانشكده حقوق دانشگاه تهران، دپارتمان علوم سیاسی این دانشگاه هم بینصیب نماند و دكتر همایون الهی استاد خاورمیانه و خلیج فارس با دریافت حكم بازنشستگی از تدریس خداحافظی كرد. این تغییر و تحولات در دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران كه گویا تعطیلات تابستانی مانع از توقف آن نشده بود، در پی ابلاغ آیین نامه جدیدی از سوی مسوولان دانشگاه تهران انجام شد. در آیین نامه مزبور مقرر شده بود آن دسته از اساتیدی كه سن آنها 70 سال یا بیشتر است، باید بازنشسته شوند. اما اساتیدی كه بین 65 تا 70 ساله هستند، میتوانند با اجازه دانشگاه به تدریس ادامه دهند. به رغم محتوای آیین نامه روند بازنشستگیها فراتر از آن بود و اساتید كمتر از 70 سال را نیز در بر گرفت. به علاوه، اساتیدی در لیست قرار گرفتند كه به لحاظ رتبه بندیهای دانشگاهی در زمره «استاد ممتاز» بودند و بازنشستگی شامل آنان نمیشد. در این میان بود كه معافیت عباسعلی عمید زنجانی از بازنشستگی با 71 سال سن در كرسی تدریس اندیشه سیاسی اسلام، فقه و حقوق اسلامی دانشجویان را به عجب واداشت. این بازنشستگیها در دانشگاه علامه نیز ادامه یافت و موجی از اعتراضات دانشجویان را برانگیخت. سرانجام این فرهاد رهبر بود كه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تصمیم گرفت با هماهنگی وزارت علوم تعدادی از اساتید را به مشاغل خود بازگرداند. سهمیه بندی جنسیتی و بومی گزینی كنكور 87 نیز ماجرای تازهای برای دانشجویان ورودی به دانشگاه شد. آنگاه كه نفرات برتر در كنكور به دلیل سكونت در شهرهای دیگر از تحصیل در دانشگاه مورد علاقه خود منع شدند و دختران دانشجو با موضوع سهمیهبندی جنسیتی نه راه دانشگاه مطلوب خود بلكه راه خانه را در پیش گرفتند. این اتفاق از جمله مواردی بود كه داوطلبان ورود به دانشگاه و دانشجویان را به اعتراض واداشت كه خود را از حق مسلم تحصیل در دانشگاه مورد علاقه و حق خود، دور افتاده دیدند. این در حالی بود كه این طرح به منظور «حفظ قداست خانواده» و «ایجاد تناسب بین راهیابی دختران و پسران به دانشگاه» خوانده میشد. در این مورد نیز معترضان به موضوع سهمیه بندی جنسیتی پاسخی درخور دریافت نكردند و ناچار شدند مصوبهای را بپذیرند كه حقوق اساسی آنها را زیر پا مینهاد. پس بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی به كنكور 88 نیز رسید.ماجرای دانشگاه زنجاندر میان همه اتفاقات ریز و درشت دانشگاهها و دانشجویان در كشور موضوعات جنجالی دیگری نیز دانشجویان را به تحصن واداشت. یكی از این موضوعات ماجرای دانشگاه زنجان بود. معاون دانشجویی دانشگاه که مدتی طولانی یکی از دختران دانشگاه را برای برقراری ارتباط تحت فشار قرار داده بود، در حین برقراری ارتباط توسط همکلاسیهای دختر مذکور دستگیر شد و در زمانی کوتاه این خبر و تصاویر مربوط به آن و نام و تصویر استاد مذکور درفضای سایبر منتشر شد و به داغترین خبر غیر رسمی کشور تبدیل شد. زاهدی در آن زمان سیاسی كردن ماجرای دانشگاه زنجان را مصداق اشاعه فحشا توصیف كرد و گفت: اینكه عدهای بخواهند این را به مسائل سیاسی دامن بزنند شیوه نا جوانمردانهای است. او تاكید كرد كه اگر خلافی صورت گرفته باشد با آن برخورد خواهد شد. وزیر علوم در این باره به دانشجویان اندرزی نیز داد: از جوانانمان خواهش میكنم بحث امر به معروف و نهی از منكر را در دانشگاهها خیلی جدی دنبال كنند و اگر قرار باشد مقابلهای با كاری انجام شود بهترین راه امر به معروف و نهی از منكر است. این سخنان زاهدی اما هرگز مانع از تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه زنجان نشد و آنها چند روز را برای برخورد با فرد خاطی تحصن كردند.حمله دوباره به كوی دانشگاهپایان تلخ برخورد با دانشجویان در چهار سال گذشته نیز با حوادث پس از انتخابات 22 خرداد گره خورد و دانشجویان مقیم كوی دانشگاه تهران پس از تجربه تلخ 18 تیر 78، در خرداد 88 بار دیگر مورد هجوم افراد ناشناس قرار گرفتند و این بار نیز مسئولان وزارت علوم ، دانشگاه تهران و تنی چند از نمایندگان مجلس قول دادند موضوع را پیگیری كنند گرچه این پیگیریها هنوز نتیجهای نداشته است و كسی بابت این جرم محاكمه نشده است!دانشجو؛ سياست هاي علمي مرد سياستوزارت زاهدي با همه آنچه گفته شد سرانجام پايان يافت و كامران دانشجو به جاي او نشست. وزيري كه در جلسه راي اعتماد، مخالفانش او را وسيلهاي براي تهييج دانشجويان ميدانستند چرا كه او يكي از چهرههاي موثر در برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم بوده است. دانشجو اما هرگز بر اين باور نبود و اعتقاد داشت كه دانشگاه و دانشجويان هيچ مشكل خاصي ندارند. مرد سياسي سرانجام بر كرسي وزارت علوم نشست و آرام در مراسم معارفه خود شركت كرد و از دغدغهاش يا به عبارتي تنها دغدغهاش براي دانشگاه سخن گفت. او گفت كه تنها دغدغه دين دارد و دانشگاهها نيز بايد همين دغدغه را داشته باشند، چرا كه سير علوم در دانشگاهها بايد در مسير تعريف شده جهانبيني اسلامي باشد. وی با بيان اينكه در تفكر ليبراليسم، سير علوم از آنچه بود، هست و خواهد بود چه در علوم انساني و چه در علوم تجربي خبر ميدهد، اظهار كرد نتيجه اين سير علوم، دانشگاههاي نظامهاي غربي است كه با اين مسير حركت ميكنند و اوج آن شيطان بزرگ است. دانشجو با ذكر همين دغدغه كار خود را آغاز كرد .توسعه علمي به سبك رييسوزير علوم كار خود را تازه آغاز كرده است. تنها چند روز! اولين خبر حوزه وزارت علوم اما روز سه شنبه گذشته منتشر شد. اعلام اعتبار مدرك تحصيلي 47 دانشگاه ونزوئلا از سوي وزارت علوم! خواندن حديث مفصل از مجمل اين خبر كار چندان دشواري نيست و همگان ظرف چهار سال گذشته با نام ونزوئلا به خوبي آشنا شدهاند. رييس جمهور آن كشور هم مردي آشنا براي تمام ايرانيان است. پس گسترش مناسبات با اين كشور هم چيز بعيد و عجيبي به نظر نميآيد. اين اعلام اعتبار اما در حالي است که در بررسي هزار دانشگاه برتر دنيا نامي از دانشگاههاي ونزوئلا ديده نميشود. در ويکي پديا تنها عنوان دانشگاهي که از ونزوئلا برده ميشود درباره دانشگاه مرکزي ونزوئلا است (به اسپانيايي؛ Universidad Central de Venezuela) که مشهور به «دانشگاه کاراکاساس» است: «اين دانشگاه اولين دانشگاه ونزوئلا و يکي از اولين دانشگاههاي امريکاي جنوبي است. محوطه و پرديس دانشگاه مرکزي ونزوئلا توسط کارلوس رائول ويلانوئوا معمار مشهور ونزوئلايي طراحي و ساخته شد و در سال 2000 ميلادي، محوطه و پرديس دانشگاه مرکزي ونزوئلا به عنوان «ميراث جهاني يونسکو» به ثبت جهاني رسيد. محوطه و پرديس اين دانشگاه از نمونههاي برجسته هنر معماري مدرن به شمار ميرود.» تنها اطلاعاتي که درباره دانشگاههاي ونزوئلا ميتوان يافت در همين حدود است. با اين حال در خبرها آمده است داوطلبان براي ورود به آموزش عالي رسمي، بايد در آزمون ورودي که در سطح ملي برگزار ميشود، شرکت کنند. دانشگاهها نيز از متقاضيان آزمون جداگانهاي به عمل ميآورند. معتبر بودن دانشگاههاي اين کشور در حالي اعلام ميشود که در رنکينگ دانشگاههاي ايران در دنيا، دانشگاههاي ايران با وجود قدمت و فعاليت شان در رتبههاي بسيار پاييني نسبت به دانشگاههاي امريکا، کانادا، اروپا و ژاپن قرار دارند. بر اساس اين ارزشيابي دانشگاه تهران 1463، دانشگاه علوم پزشکي تهران 2301، دانشگاه تربيت مدرس 2633، دانشگاه علم و صنعت 2699، دانشگاه فردوسي 2790، دانشگاه شريف 2844، دانشگاه علوم پزشکي شيراز 2953، دانشگاه شهيد بهشتي 3536، دانشگاه اميرکبير 3004، دانشگاه اصفهان 3208، دانشگاه صنعتي اصفهان 3266، دانشگاه خواجه نصير 3308، دانشگاه امام صادق 3325 و دانشگاه شيراز 3362 را داراست. در امريکاي لاتين اولين دانشگاه مربوط به مکزيک است با رتبه 81 و بعد از آن برزيل با رتبه 97 قرار دارد. اين اعطاي اعتبار از سوي وزارت علوم به دانشگاههاي ونزوئلا در حالي است که اين وزارتخانه مدارک بسياري از فارغ التحصيلان دانشگاههاي اروپايي و آسيايي را قبول نداشته است. گزارشها حاكي از اين است كه بر اساس فهرست دانشگاههاي معتبر که از سوي اداره ارزشيابي تحصيلي وزارت بهداشت منتشر شده دانشگاه دولتي ايروان کشور ارمنستان و دانشگاه دولتي کي يف و آکادمي تخصصي پزشکي کي يف کشور اوکراين به صورت مشروط داراي اعتبار هستند اما از ابتداي سال 2010 مدارک اين دانشگاه غير معتبر خواهد بود. همچنين بر اساس ليست دانشگاههاي مورد تاييد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، اعتبار دانشگاههاي «کامنيوس» و دانشکده پزشکي مارتين جسينيوس در کشور اسلواکي و دانشگاه ورشو در کشور لهستان به صورت مشروط است. اعتبار سه دانشگاه کشور جمهوري چک با نامهاي دانشگاه چارلز در پراگ، دانشگاه چارلز در پلزن و دانشگاه هراتس کارلوا و همچنين اعتبار پنج دانشگاه کشور روسيه با نامهاي آکادمي پزشکي مسکو - سچينوا (دانشگاه شماره يک مسکو)، انستيتو دندانپزشکي مسکو، دانشگاه پزشکي سن پترزبورگ (پاولوف)، آکادمي تخصصي پزشکي سن پترزبورگ و مرکز چشم پزشکي فيدروف به صورت مشروط خواهد بود. اداره ارزشيابي مدارک تحصيلي وزارت بهداشت اعتبار آکادمي پزشکي مينسک و آکادمي تخصصي پزشکي مينسک در کشور بلاروس (روسيه سفيد) و دانشگاه پزشکي سمل وايز، دانشگاه پزشکي سگد، دانشگاه پزشکي پچ و دانشگاه پزشکي دبرسن در کشور مجارستان را به صورت مشروط تاييد ميکند. مدارک دانش آموختگان دانشگاه بلگراد به صورت مشروط تاييد ميشود و مدارک تخصصي صادره از دانشگاه بلگراد غيرمعتبر است. پيش تر رئيس مرکز خدمات آموزشي وزارت بهداشت در خصوص نحوه ارزشيابي مدارک دانش آموختگان دانشگاههاي کشورهاي مشترک المنافع، بلوک شرق يادآور شده بود؛ مدارک اين افراد تنها در صورت دارا بودن مدرک ديپلم علوم تجربي يا رياضي فيزيک، تطابق صد درصدي طول دوره تحصيل خارج از کشور با طول دوره داخل کشور، قرار داشتن دانشگاه محل تحصيل در ليست دانشگاههاي معتبر کشور مربوطه و اجازه اشتغال دانش آموخته در رشته تحصيلي مربوطه در کشور محل تحصيل ارزشيابي ميشود.بدين ترتيب شايد بتوان نحوه سياستگذاري آقاي دانشجو و وزارتخانه تحت امرش را به آساني درك كرد. توسعه و گسترش روابط با كساني كه بيشتر به سراغشان ميرويم و به سراغمان ميآيند. پس تنها دغدغه وزير علوم جديد و اولين سياست توسعه طلبانه اش نشان از چهار سالي دارد كه اگر بيش از دوران وزارت زاهدي حاشيه نداشته باشد مسلما كمتر از او نيز نخواهد داشت. |