سكوهاي خالي شرمسارند چاپ نامه الکترونیک

علي مغاني- در دوره 4 ساله رياست علي‌آبادي بر ورزش ايران اتفاقات عجيب و غريب، كم نيافتاد.  از تعليق فدراسيون فوتبال ايران تا ناكامي غيرمنتظره در المپيك و البته ساخت و سازهاي نافرجام و استاديوم‌هاي نيمه كاره. يكي از تصميم‌هايي كه در اين مقطع براي فوتبال گرفته شد، انتقال تيم‌هاي تهراني به شهرستان و «ليگ برتري شدن» شهرهايي بود كه پيش از اين صبغه و سابقه‌اي در فوتبال نداشتند. اگرچه همان موقع خيلي از كارشناسان هشدار دادند اين طرح محكوم به شكست است، اما در نهايت فرمان سازمان تربيت بدني جاري شد و صبا باتري به قم، پاس به همدان و پيكان به قزوين منتقل شدند. اين اتفاق در حالي روي داد كه شهرهاي قم و همدان حتي در ليگ پايين‌تر هم تيمي نداشتند و نماينده ليگ يكي قزوين هم تيم قدرتمندي نبود. به واقع اين شهرها، پيش از اينكه صاحب نماينده‌اي در ليگ برتر باشند، سابقه درخشاني در عرصه فوتبال نداشتند و اين انتقال (هرچند غلط) بيش از اينكه تابع شرايط و اقتضائات فوتبالي باشد، به رايزني‌ها و لابي‌هاي غيرفوتبالي مرتبط بود.

در روزهاي آغازين انتقال سه تيم پايتخت به شهرستان‌ها، مقامات محلي كه استان‌شان يك شبه صاحب تيم ليگ برتري شده بود، پر شدن سكوهاي استاديوم را دليل روشني براي موفقيت اين انتقال مي‌دانستند. آن‌ها مي‌گفتند پيكان، صبا و پاس يك شبه صاحب تماشاگر شده‌اند و چه بهتر از اين! البته راست مي‌گفتند؛ فوتبال بدون تماشاگر، بازي بي‌معني و كم‌هيجاني است اما شايد آن موقع پیش‌بینی نمی‌کردند، ذوق و شوق تماشاگران همشهري‌شان مقطعي، كم‌دوام و كوتاه‌مدت باشد. عمر اين انتقال هنوز به دو سال نرسيده كه سكوهاي ورزشگاه‌هاي همدان، قم و قزوين، از كمبود و نبود تماشاگر خجالت‌زده و شرمسار است.
در هفته‌هاي اخير، در حالي كه پاس همدان (همان پاسي كه روزگاري قهرمان آسيا بود و قهرمان ليگ برتر) خطر سقوط را با تمام وجود احساس مي‌كند، سكوهاي ورزشگاه قدس همدان خالي تر از هميشه است. انگار ورق برگشته و ديگر همداني‌ها ذوق و شوقي براي تشويق تيم شهرشان ندارند. در قزوين، خالي بودن سكوها آنقدر آزاردهنده شده كه صداي حميد درخشان درآمده و مي‌گويد: «اگر قزويني‌ها نمي‌خواهند از پيكان حمايت كنند، به پيكان شهر برگرديم بهتر است. لااقل آنجا 2 هزار نفر تماشاگر براي خودمان جور مي‌كنيم.» اوضاع در قم هم بهتر از همدان و قزوين نيست. در گوشه گوشه ايران، استقلال و پرسپوليس در هر جايي بازيي كنند، خواه رسمي و جدي، خواه دوستانه و تفريحي، سكوها پر از تماشاگر مي‌شود اما در بازي حساس صبا- استقلال، بيش از یک سوم استاديوم 15 هزار نفري يادگار امام، خالي بود. در ديدار صبا- سپاهان هم كه قرار بود چهره يكي از چهار تيم صعودكننده به جام حذفي روشن شود، آنچه كه به چشم مي‌آمد، سكوهاي خالي از تماشاگر بود. همان سكوهايي كه دو سال پيش مملو از جوانان کنجکاو قمي بود اما اين روزها تماشاگران اندكي از بازي‌هاي صبا استقبال مي‌كنند. نكته جالب ماجرا اين است كه صبا پيش از انتقال به قم، بازي‌هايش در منطقه محروم صباشهر (رباط‌كريم) انجام مي‌داد و در مقام مقايسه، تماشاگران بيشتري نسبت به امروز داشت. در واقع صبا نسبت به دو سال پيش، در جذب تماشاگر روندي معكوس و نزولي داشته است.
***
دو سال پيش، همان موقع كه زمزمه‌هاي اين انتقال شنيده مي‌شد، در «اميدجوان» نوشتم تيم‌هاي فوتبال تنها در صورتي به حيات خود ادامه مي‌دهند كه خاستگاه و پايگاه اجتماعي داشته باشند. يك تيم فوتبال بايد از دل يك طبقه و يك قشر خاص اجتماعي بيرون بيايد. تيم‌ها يك شبه صاحب «روح» و «شخصيت» نمي‌شوند. در همين تبريز، به جز تراكتورسازي سه تيم ديگر هم حضور دارند كه اتفاقاً يكي از آن‌ها به احتمال قريب به يقين، سال آينده در ليگ برتر حاضر مي‌شود اما دليل نمي‌شود هر تيمي در تبريز بازي كند، هشتاد هزار تماشاگر به ورزشگاه بروند. در بازي پتروشيمي تبريز و پرسپوليس ديديم كه پتروشيمي حتي يك دهم تراكتورسازي طرفدار ندارد. دليل آن هم روشن است؛ در تبريز، اين تراكتورسازي است كه صاحب روح و شخصيت تيمي است. پتروشيمي امروز هست و شايد با تغيير مديرعاملش، فردا نباشد. اما تراكتورسازي تا ابد تيم اول آذري‌هاست. تراكتور نه با دستور به تبريز منتقل شده و نه بابت تماشاي مسابقاتش، به سبك اعراب حاشيه خليج‌فارس براي تماشاگران جايزه مي‌گذارد. تماشاگران طرفدار تراكتورسازي 45 دقيقه پياده مي‌آيند و 3 ساعت در ترافيك برگشت مي‌مانند به عشق اينكه تيم محبوبشان را تشويق كنند. اين محبوبيت نه دستوري است و نه يك شبه پديد آمده.
تراكتورسازي هشت سال در ليگ برتر نبود و با هشتاد هزار تماشاگر ثابت به ليگ بازگشت. هرچند انتظار مي‌رود در سال‌هاي آينده اين تعداد تماشاگر اندكي تعديل شود اما روزي نخواهد آمد كه تيم محبوب تبريزي‌ها در شهرشان تنها بماند. تماشاگران با تراكتور مي‌مانند، حتي اگر به ليگ دو و سه سقوط كند اما آيا اين اتفاق در همدان و قم و قزوين هم خواهد افتاد؟ اگر پاس به ليگ يك سقوط كند، سال آينده چند نفر تماشاگر خواهد داشت؟
 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است