| اين بار .... عادل مترجم |
|
|
|
علي مغاني- عادل فردوسي پور بدون ترديد تاثيرگذارترين مرد رسانهاي ورزش ايران در سالهاي اخير بوده است. او كه كارش در تلويزيون را با گزارش تنيس آغاز كرده، پيش از اينكه به عنوان گزارشگر و مجري شناخته شود، مدتي به عنوان مترجم در روزنامههاي ورزشي كار كرده و در اين سالها با برنامه تاثيرگذار 90، بسيار خبرساز بوده است.
فردوسي پور به رغم همه اين ويژگيها، عيب و ايرادهايي نيز دارد كه گاهي بدجوري توي ذوق ميزند. حيرت او از مفهوم «مغالطه» حين مكالمه تلفني با شريفي، رئيس كميته انضباطي و اصرار افراطي او به غلامحسين پيرواني براي خواندن اشعاري كه انگار براي اولين بار است به گوش عادل ميخورد. ماجرا وقتي بغرنج ميشود كه ميبينيم اتفاقاً پيرواني اشعاري مشهور را كه به صورت ضرب المثل درآمده ميخواند و فردوسي پور حيرت ميكند. يا در بخش «دوربين 90» وقتي از شهرستانهاي كوچك و روستاها عكسي ارسال ميشود، فردوسي پور كه انگار در دوران تحصيل علاقهاي به درس جغرافيا نداشته، از خير خواندن اسم بعضي از آنها ميگذرد. در واقع فردوسي پوري كه ميشناسيم در دو بُعد به بالاترين سطح رسيده؛ فوتبال و زبان انگليسي و در بقيه فاكتورهايي كه يك مجري تلويزيوني نياز به مطالعه دارد، چندان پيش نرفته است. فردوسي پور بحر العلوم فوتبال تلويزيونيهاست و آنقدر به زبان انگليسي تسلط دارد كه هفتهاي يك روز در دانشگاه صنعتي شريف براي دانشجويان رشته صنايع به تدريس ميپردازد. وقتي اين دو فاكتور را در نظر بگيريم، عجيب نيست كه نام فردوسي پور را به عنوان مترجم كتاب «فوتبال عليه دشمن» ببينيم. از نويسنده كتاب، سايمون كوپر اين را بدانيد كه به خاطر نگاه جامعه شناسانهاي كه به فوتبال دارد، يكي از مشهورترين ورزشي نويسان حال حاضر جهان است. او در سال 1993 اين كتاب را نوشته كه حاصل ماهها سفر او به كشورهاي مختلف دنيا بوده. كوپر در حالي كه پول چنداني در جيب نداشته، با ارزانترين وسايل به نقاط مختلفي سفر كرده؛ از شرق اروپا تا قلب آفريقا و آرژانتين. حاصل اين سفر طولاني كتاب «فوتبال عليه دشمن» است كه سيزده سال بعد با ويرايش جديد و افزودن فصلي جديد، به بازار عرضه شده و ترجمه عادل فردوسي پور، نسخه ويرايش شده اين كتاب است. نام عادل فردوسي پور روي جلد اين كتاب كافي بود تا چاپ اول اين كتاب تقريباً در نمايشگاه كتاب تمام شود. جماعت فوتبال دوستي كه ميانه چنداني با كتاب ندارند، اين بار به خاطر شهرت عادل فردوسي پور به اين كالاي فرهنگي روي خوش نشان دادند و اين اتفاق فرخندهاي است. «گل» درباره اين كتاب مي نويسد: بدون شک مهمترین تاثیری که ورود عادل فردوسیپور به عرصه ترجمه کتاب دارد آشتی عموم جماعت فوتبالدوست با کتاب است. جماعتی که انگشت اتهام بیسوادی همواره به سوی آنان بوده، در نمایشگاه حسابی از خجالت عادل درآمدند و یکی هشت هزار تومان در غرفه نشر چشمه سر کیسه را شل کردند. ولی آیا همهی کسانی که کتاب را خریدهاند آن را میخوانند؟ با همه تردیدها روایت سایمون کوپر از فوتبال در نقاط مختلف جهان چنان شیرین است که یک هوادار فوتبال به سختی میتواند خواندن کتاب را متوقف کند. این روایتها از آن رو جذابند که کوپر با حضور در محل آنها را نوشته و با افرادی که در ماجراهای فوتبالی دخالت داشتهاند به گفتگو نشسته. او در گفتگو با دیوانگان فوتبال در نقاط مختلف جهان نوع خاصی از احساس همذاتپنداری در درون خواننده برمیانگیزد و پیروان آیین فوتبال را به همکیشانشان در سرتاسر جهان پیوند میدهد و باز یادمان میآورد که وقتی از فوتبال حرف میزنیم با چه پدیده شگرف، پیچیده و در عین حال محترمی رویرو هستیم. ترجمهای که عادل از کتاب کوپر انجام داده اما بینقص نیست. او به گفته خودش این کار را در فاصله تعطیلی برنامه نود در سال گذشته انجام داده و اهل فن میدانند که دو سه ماه نمیتواند فرصتی کافی برای ترجمه کتابی در این حجم باشد. متن ترجمه شده چندان راحتخوان نیست. با این که جذابیت ماجراها خواننده مشتاق را با خود همراه میکند اما نمیتوان از سکتههای مدام متن که به دلیل ترجمه مستقیم و استفاده از ساختارهای زبان انگلیسی در متن فارسیِ کتاب ایجاد شدهاند چشم پوشید. ترجمه تخت، استفاده از کلمات تکراری و جای خالی یک ویرایش خوب و دوبارهنویسیهای متعددی که از ویژگیهای یک ترجمه روان است و در این ترجمه متاسفانه انجام نشده از دیگر کاستیهایی است که میتوان فهرستوار به آنها اشاره کرد. گفته میشود ترجمه نوعی اجرا(performance) است و این سلیقه مترجم است که کیفیت اجرای او را تعیین میکند. با یادآوری اجراهای فوقالعادهای که از عادل در برنامه نود به یاد داریم باید اعتراف کنیم که سلیقه و تسلط آقای مجری در تلویزیون به مراتب از نوشتار بیشتر است. شاید البته بتوان قسمتی از لنگی کار را نیز به گردن ویرایشگر متن انداخت؛ عادل در مقدمه کوتاه کتاب از هوشنگ گلمکانی به عنوان ویرایشگر نهایی تشکر میکند و ما در متن هرچه بیشتر اثری از قلم شیوای سردبیر مجله فیلم میجوییم کمتر مییابیم. شاید مقایسه «فوتبال علیه دشمن» با «روزی روزگاری فوتبال» (حمیدرضا صدر؛ انتشارات آویژه؛ 1379) قیاس معالفارق باشد اما در عرصه ترجمه نیز نمونهای چون «فوتبال در آفتاب و سایه» (ادواردو گالئانو؛ ترجمه اکبر معصومبیگی؛ نشر دیگر؛ 1381) دم دستمان هست که نثری سلیس دارد. جای بیشتری برای گلایه نیست. کتاب عادل خوب میفروشد و این احتمال آشتی فوتبالی جماعت با خواندن و «لذت متن» را افزایش میدهد. |


