آن که گفت آری، آن که گفت نه چاپ نامه الکترونیک

 

علی مغانی- در شرایطی که اغلب نمایندگان مجلس در طول هفته گذشته از تعامل ناچیز دولت با مجلس بر سر انتخاب اعضای کابینه اعلام نارضایتی کردند، نامه روسای فدراسیون‌ها به احمدی نژاد بسیار جالب توجه بود. 38 رئیس فدراسیون در نامه‌ای به احمدی نژاد خواستند که به دلیل «عملکرد عالی جناب آقای مهندس علی آبادی» در چهار سال گذشته «در صورت صلاحدید» وی را برای چهار سال دیگر در این پست ابقا کند. این روسای فدراسیون‌ها ذیل نامه‌ای را امضا کرده‌اند که در آن تصریح شده «هم اکنون زمان باردهی» خدمات چهارسال گذشته علی آبادی فرا رسیده، و چهارساله دوم زمان «کسب مدال های رنگارنگ» است. آیا واقعاً عملکرد سازمان تربیت بدنی در این چهار سال در عرصه ورزش قهرمانی به گونه‌ای بوده که 38 رئیس فدراسیون را به عنوان حامی داشته باشد؟

داستان یک عزل
علی آبادی وقتی به صندلی ریاست در ساختمان سئول تکیه زد که صعود تیم ملی ایران به جام جهانی 2006 قطعی شده بود. دادکان که پس از استعفای محسن صفایی فراهانی به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال انتخاب شده بود، در دوران ریاست مهرعلیزاده رابطه‌ای معقول و بدون تنش با سازمان تربیت بدنی داشت و صعود به جام جهانی را بزرگترین افتخار کارنامه ریاستش تلقی می‌کرد. در همان ایام که تیم ملی در مرحله آماده سازی پیش از جام جهانی قرار داشت، علی آبادی به همراه احمدی نژاد و دادکان با لباس ورزشی بر سر تمرین تیم ملی حضور یافت ولی تصاویر ثبت شده دوربین هایی که لبخند پرمهر و محبت علی آبادی و دادکان را در یک قاب قرار داده بودند، دوام چندانی نیافت. رئیس جدید سازمان تمایل داشت که در پروسه اعزام تیم ملی به جام جهانی نقش پررنگ‌تری داشته باشد و دادکان چنین اجازه‌ای به علی آبادی نمی‌داد. ماجرای اختلاف این دو با بحث عدم تخصیص بودجه کافی به فدراسیون فوتبال آغاز شد و تا پیش از آغاز جام جهانی روز به روز شکاف های بیشتری ایجاد شد و تا اردوی فردریش هافن (جایی که تیم ملی آخرین تمرینات خود را برگزار کرد) ادامه یافت. در آن مقطع گفته می‌شد، سازمان تربیت بدنی اصرار دارد در جام جهانی یک مربی ایرانی روی نیمکت بنشیند ولی دادکان حاضر به کوتاه آمدن نبود و قصد داشت به هر قیمتی برانکو ایوانکوویچ را حفظ کند.
دادکان 5 ماه پیش از جام جهانی اعلام کرده بود، فارغ از هر نتیجه‌ای که به دست آمد، به محض پایان جام جهانی از سمت خود در فدراسیون استعفا می‌دهد اما نتایج ضعیف تیم ملی در جام جهانی 2006 بهترین فرصت برای علی آبادی بود که برگ آخر اختلافات چندماهه‌اش با دادکان را رو کند و او را از ریاست فدراسیون عزل کند. دادکان وقتی عزل شد که هنوز تیم ملی از آلمان به ایران بازنگشته بود و معاون سابق عمرانی شهرداری گویی نمی‌دانست که این عزل به منزله دخالت دولت در فوتبال تلقی می‌شود. پیامد این عزل نابهنگام تعلیق فوتبال ایران و ماجراهای مفصلی شد که باعث شد فدراسیون فوتبال ایران یک سال و چند ماه «بی رئیس» بماند. به محض برکناری دادکان، فیفا تصریح کرد که فدراسیون های فوتبال یک «سازمان مردم نهاد» است و مقامات دولتی اجازه عزل و نصب در ساختار فدراسیون‌ها را ندارند و ایران را تهدید به تعلیق کرد. اما علی آبادی با جمله به یادماندنی: «بی خود می‌کنند. امور داخلی ماست و به آن‌ها ربطی ندارد» تکلیف را روشن کرد. علی آبادی در آن مقطع حتی پیشنهاد تشکیل «فیفای اسلامی» را برای کشورهای مسلمان مطرح کرد. رئیس تازه کار سازمان تربیت بدنی حتی در روزهایی که شمارش معکوس محرومیت آغاز شده بود، گفت: «علیرغم تلاش این افراد، محرومیت ایران شایعه ای بیش نیست» و به خوش بینی‌های بی حد و حصرش ادامه داد تا نتیجه آن شد که دیدیم. دادکان بعدها دراین مورد گفت: «خوشحالی من از این بابت بود که در زمان علی آبادی برکنار شدم و اگر سه افتخار در طول عمرم داشته باشم، قطعاً یکی از آنها برکناری‌ام در زمان علی آبادی بود.»

علاقه به فوتبال
دومین حضور بحث‌انگیز علی آبادی در فوتبال، وقتی رقم خورد كه در آخرین روز ثبت نام کاندیداهای فدراسیون فوتبال، نام خود را به عنوان یکی از گزینه‌های تصدی این پست نوشت. فیفا که پس از مدت‌ها کش و قوس، اساسنامه پیشنهادی «کمیته انتقالی» را پذیرفته بود، یک بار دیگر وارد ماجرا شد و انتخابات فدراسیون فوتبال را به تعویق انداخت. این ماجرا تا جایی ادامه یافت که بالاخره علی آبادی به رغم میل باطنی‌ش مجبور شد از انتخابات کناره‌گیری کند و در عوض علی کفاشیان را به صندلی ریاست نزدیک کرد. کفاشیان در روز انتخابات  با انصراف شاهرخ شهنازی، تنها کاندیدای ریاست بود و طبیعی بود که در این جنگ یکنفره برنده باشد. درباره تعامل صمیمانه کفاشیان با سازمان تربیت بدنی همین بس که وی در برنامه 90 به صراحت اعتراف کرد که در انتخاب علی دایی به عنوان مربی تیم ملی نقشی نداشته و این انتخاب در «جایی دیگر» صورت گرفته است.
علی آبادی در این 4 سال نشان داده که بیش از هر ورزش دیگری به فوتبال علاقمند است. البته رئیس سازمان تربیت بدنی تنها علی آبادی مشتاق فوتبال نیست. محسن علی آبادی، مسئول بخش ورزش بنیاد غدیر، عضو هیات رئیسه فدراسیون شنا و پسر 28 ساله محمدعلی آبادی، در دوران نوجوانی فوتبالیست تیم گمنام دیهیم بوده و به قول خودش با چند مربی فوتبال مثل امیر قلعه‌نویی، علی دایی و افشین قطبی (مربیان 4 سال اخیر تیم ملی) «سلام و علیکی» هم دارد و کتمان نمی‌کند که به لطف رابطه پدر و فرزندی، به پدرش مشاوره هم می‌دهد.

طرحی در بایگانی
همین سه هفته پیش بود که علی آبادی از تدوین «طرح جامع 20 ساله ورزش» خبر داد. گویا این طرح جدیدی است که تازه در مرحله تدوین قرار داد. چهار سال گذشته و شاید فراموش شده باشد که یکی از اولین اقدامات علی آبادی در سازمان ورزش، بایگانی کردن «طرح جامع ورزش» بود. این طرح در زمان ریاست مهرعلیزاده بر سازمان و با هزاران ساعت کار ده‌ها کارشناس ارشد ورزش ایران تهیه شده بود اما علی آبادی و دوستانش علاقه ای به اجرای آن نداشتند. دکتر رضا قراخانلو رئیس سابق کمیته ملی المپیک درباره رویکرد سازمان تحت نظارت علی آبادی به طرح جامع ورزش می‌نویسد: « نه ایمان به برنامه محوری مشاهده می‌شود و نه حوصله پرداختن به آن. کار ورزش کشور در بخش‌های مهمی بسیار سطحی و بی‌سامان و بدون افق روشن انجام می‌شود. نام انسان‌های شریف، پرتلاش و ورزشی زیادی هم در ورزش می آید ولی نقش اساسی و کلان نداشته و امکان اثر بخشی کافی ندارند. بی‌توجهی به طرح جامع ورزش نمونه روشنی از ماهیت مشکلات ورزش کشور را برملا می‌سازد.»


راضی از المپیک
کاروان ورزشی ایران که در بازی‌های آسیایی دوحه با کسب 48 مدال بارقه‌هایی از امید را زنده کرده و بهترین نتیجه ایران را در 30 سال اخیر رقم زده بود، در المپیک دچار نزولی هولناک شد. کاروان ورزشی ايران در المپيک آتن با دو طلا، دو نقره و دو برنز مقام بيست و نهم را کسب کرده بود اما در المپیک 2008 پکن نزولی حیرت آور ٢٢ پله سقوط کرد و جایی در میان 50 کشور برتر جهان نیافت.  یک طلای قابل پیش بینی از هادی ساعی، قهرمان افسانه‌ای تکواندوی ایران به همراه یک برنز مراد محمدی از کشتی، همه سهم ایران از مدال‌های پرتعداد المپیک بود. با ناکامی کامل کاروان ورزشی ایران در المپیک، به نظر می‌رسید که عمر ریاست علی آبادی بر سازمان ورزش به سر آمده باشد اما او هیچوقت واژه «ناکامی» را درباره عملکرد کاروان ورزشی ایران به کار نبرد. علی آبادی در صحن علنی مجلس هم در توجیه نتیجه‌ای که در المپیک به دست آمده بود گفت: «تصور مي‌کنم عزيزاني که در مورد دلايل کسب اين نتايج اظهار نظر داشته‌اند تحليل عميقي از دلايل اين ناکامي نداشته‌اند از زماني که بنده در ورزش حضور پيدا کرده‌ام در همه بخش‌ها به موفقيت‌هاي خوبي دست پيدا کرده‌ايم و تنها در المپيک 2008 بود که انتظارات جامعه ورزش برآورده نشد....»  البته آنچه که در پکن رقم خورد فراتر از «برآورده نشدن انتظارات» بود اما علی آبادی از مجموعه فعالیت‌هایش همواره رضایت داشته و به همین دلیل است  که به عملکرد چهار ساله خودش در دستگاه ورزش نمره 17 بدهد. اینجا بود که علیرضا دبیر، قهرمان اسبق کشتی نوشت: «آقای علی آبادی. هفده از چند؟ البته اگر قرار باشد من به عملکرد سازمان نمره بدهم بدون شک نمره آقای علی آبادی 17 می‌شود اما از مجموع 100 نمره!»


امضا کنندگان سرشناس
هنوز روشن نیست کدام یک از 38 رئیس فدراسیون مبتکر نوشتن نامه در حمایت از علی آبادی بوده‌اند. در واقع روسای فدراسیونی که در این روزها با خبرنگاران گفت و گو کرده‌اند، هیچ کدام نویسنده نامه نبوده‌اند و از پاسخ به این پرسش که «چه کسی نامه را آورد» طفره می‌روند. اما فصل مشترک حرف‌هایشان این بوده؛ «نامه‌ای را آوردند، خواندیم و چون موافق بودیم امضا کردیم».
در فهرست 38 نفره، نام‌های متنوعی دیده می‌شود. از مصطفی میرسلیم عضو شورای مرکزی موتلفه و رئیس فدراسیون نجات غریق  تا بهرام شفیع رئیس فدراسیون هاکی و مجری برنامه «ورزش و مردم». اما جالب ترین نام در این فهرست، محمدرضا تابش عضو فراکسیون اقلیت مجلس و رئیس فدراسیون سوارکاری است. تابش خواهرزاده سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران است.

غایبان فهرست
10 رئیس فدراسیونی که نامه حمایت از علی آبادی را امضا نکرده‌اند، در طیف‌های گوناگونی قرار می‌گیرند که امتناع برخی از آن‌ها را می‌شد پیش بینی کرد؛ مثل محمدرضا یزدانی خرم، رئیس فدراسیون کشتی. یزدانی خرم زمانی که سکاندار ورزش ملی ایران شد، مورد حمایت علی آبادی بود اما رابطه این دو در ماه‌های اخیر به شدت تیره و تار شده. یزدانی خرم درباره این نامه می‌گوید: « اصلا کسی درباره نامه با من حرفی نزد و من حتی در آخرین جلسه‌ای که مسئولان فدراسیون‌ها با علی‌آبادی داشتند شرکت نداشتم. البته چون رئیس‌جمهور از خود من هم برای سازمان ورزش برنامه خواسته، اگر هم دعوت می‌کردند حاضر نمی‌شدم این نامه را امضا کنم چون معتقدم مدیریت علی‌آبادی برای ورزش مناسب نیست دیگر غایب این فهرست، احمد دنیا مالی رئیس فدراسیون قایقرانی است که هیچگاه رابطه نزدیکی با علی آبادی نداشته است. دنیامالی معاون قالیباف در شهرداری تهران است. احمد ناطق نوری هم به رغم اینکه عملکرد علی آبادی را تایید می‌کند، می‌گوید: اعتقادی به نوشتن نامه ندارم. البته او توضیح نمی‌دهد که دلیل امتناعش با مسائلی که در مناظره‌های انتخاباتی درباره خانواده ناطق نوری مطرح شد، ارتباطی دارد یا نه؟ غیبت وحید مرادی، مجری سابق برنامه‌های ورزشی تلویزیون و رئیس فدراسیون شنا هم قابل انتظار بود. علی آبادی همین چند روز پیش به ماندن در دستگاه ورزش ابراز علاقه کرده بود و گفته بود: حالا دیگر شناخت من از ورزش مثل 4 سال قبل نیست و دیگر کسی نمی‌تواند مرا فریب بدهد. مثلاً دیگر آقای مرادی نمی‌تواند بیاید و بگوید، ما رفته بودیم تا رکوردهای ملی‌مان را جابه‌جا کنیم. اگر هدف از حضور بهبود رکوردهای ملی است که در همین کشور خودمان هم می‌شود رکوردگیری کرد»  علي انصاري رئيس فدراسيون دوچرخه سواري هم با وجود اينكه رابطه نزديكي با علي آبادي دارد، در ليست غايبان قرار گرفته است. انصاري كه نام او با بازار مبل ايران گره خورده، يكي از اعضاي هيات رئيسه باشگاه استقلال هم است. تحليلگران معتقدند انصاري در روز جمع آوري امضا حضور نداشته وگرنه تعداد امضا كنندگان اين نامه را به 39 مي‌رساند.
اما سرشناس ترین نام در میان غایبان، فاطمه هاشمی رفسنجانی است. دختر رئیس مجلس خبرگان که در مقایسه با خواهرش فائزه شهرت کمتری دارد، رئیس فدراسیون ورزشی بیماری‌های خاص است و طبیعی است که یکی از آن 38 نفر نباشد.

می‌ماند، نمی‌ماند
گفته می‌شود به رغم تمایل علی آبادی برای ماندن در این پست، اتاق فکر دولت قصد دارد ورزش را به گزینه دیگری بسپارد. درباره نامه حمایت 38 رئیس فدراسیون از علی آبادی، شاید حرف‌های قهرمان دیروز و سیاستمدار امروز، جامع‌ترین تحلیل باشد. امیر رضا خادم می‌گوید: «وقتی گزینه‌های مطرح همه بیگانه با ورزش هستند، فدراسیون‌ها حق دارند بگویند همین علی‌آبادی بماند چون حداقل او 4 سال تجربه دارد.»

 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است